|
|
|
|
|
جنایت رژیم بنیادگرای فاشیستی اسرائیل در فلسطین
در حالی که چشم ها به جام جهانی فوتبال دوخته شده بود ... زن و کودکان غیر نظامی بدون گناهی به زیر آتش توپخانه برترین نژاد آسمانی !!! روی زمین رفتند . هدی خانواده اش را در غزه تشییع می کرد در حالی که می گفت : من را تنها نگذارید ولی او تنها بازمانده خانواده اش بود .
* عکس هدی در سمت راست ملاحظه می گردد و تصاویر گویا هستند . حقوق بشر زیر گام های بنیادگرایان له می شود .
* عکس بالا اعضای خردسال خانواده هدی در این فاجعه انسانی را نشان می دهد . صدای یاران مصدق بر علیه خودکامگان جهانی پابرجاست و حامی حقوق بشر در همه جای این کره خاکی است . گزارش ها و تحلیل های یاران مصدق درباره این حادثه هولناک به زودی در همین وبلاگ قرار می گیرد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 22:16 توسط یاران مصدق
|
|
||
|
|
|
|
|
افشاگری مجدد نماينده بوشهر در مورد روابط عاشقانه رايس با یک جوان قزوینی !! خانم رايس در اين مساله هيچگونه بحثي نكرده است، ما هم آماده هستيم كه رايس يك جمله بيان كند و بگويد من نبودم تا آن موقع اسناد و دلايل خودمان را بر صحت اين روابط منتشر كنيم. چند ماه پيش، شكرالله عطارزاده، خبري را مبني بر ارتباط عاشقانهء رايس، وزير امور خارجهء ايالات متحده با يك دانشجوي قزوينيمطرح كرد و مدعي شد ريشهء موضعگيريهاي ضدايراني وي در اين نكته نهفته است. در اين ستون، كم و كيف خبر را از وي جويا شديم: شما چندي پيش مطرح كرديد كه خانم كاندوليزا رايس به دليل شكست در روابط عاشقه با يك جوان قزويني با ايران سر عناد و جنگ دارد؟ اين مساله كهنه و قديمي است. آيا لازم نميبينيد كه بيشتر توضيح دهيد كه ماجرا از چه قرار بوده است؟ مسايلي كه درخصوص روابط عاشقانه خانم رايس با جواني قزويني مطرح شد از اينجا بود كه يكي از نمايندگان زن مجلس هفتم كه درآمريكا تحصيل كرده است و در نهايت آشنايي با محيط زندگي خانم رايس و آن دانشجو داشته، اطلاعات خوب و مستندي در اين باره به من داد. اسم اين خانم چيست؟ نميتوانم اسم ايشان را بگويم. با هم همكلاس بودهاند؟ همكلاس نبودهاند اما اطلاعات خوبي از محيط آمريكا داشت و اطلاعات را در حضور جمعي در مجلس به ما منتقل كرد كه به جامعهء خبري اين مطلب را منعكس كرديم، از آن تاريخي كه رسانهها اين مساله را - منعكس كردهاند، خانم رايس سكوت كرده است. همين سكوت خانم رايس هم نشان دهندهء صحت مطلب ماست. خاطرتان باشد، من خانم رايس را دعوت به مناظره كردم و گفتم در يك مناظرهء تلويزيوني مسايل ايشان را باز كنيم و به مردم دنيا بگوييم كه مشكلاتي كه ايشان درخصوص ايران و آمريكا به وجود ميآورند و برخوردهاي احساسي و تندي كه در رابطه با ايران دارند ناشي از مشكلات روحي و رواني اوست كه ايشان در مسالهء عشق و عاشقي شكست خوردهء خود داشتهاند. ميخواهم اين را بگويم كه جامعهء آمريكا نبايد گوش به فرمان زني باشد كه اين همه مشكلات روحي دارد. البته از حجم و ميزان مشكلات روحي كه براي ايشان به وجود آمده ما اطلاع چنداني نداريم. اطلاعاتي كه به شما منتقل كردهاند، شامل چه نكاتي است؟ در هر حال براي غرب و جامعهء غربي نوع رابطه مهم نيست چه اندازه باشد. خانم رايس با اين دانشجوي ايراني ارتباطي داشته كه ما ميگوييم انشاالله ارتباط زناشويي داشتهاند بعد از مدتي اختلافات كمي كه بين اين دو بروز ميكند از آن زمان كينهء ايرانيها را به دل ميگيرد. اين اختلافات از چه سالي آغاز شده است؟ اين فردي كه شما به آن اشاره ميكنيد حالا كجاست آيا اطلاعات تكميلي را از ايشان گرفتهايد؟ با خودش تماس داريد؟ يعني با آن جوان قزويني ارتباطي نگرفتهايد؟ شما ميگوييد خصومت دولت آمريكا با ايران به خاطر رايس و رايس هم به خاطر شكست در يك ماجراي عشقي ايران مشكل دارد پس سياستهاي كلان آمريكا در قبل از رايس چه جايگاهي دارد؟ از نظر شما سياستهاي آمريكا در اين هجوم بر چه مبنايي استوار است؟ شما گفتيد كه رايس سكوت كرده، اين سكوت را با توجه به چه مواردي استنباط كرديد؟ مگر در اين باره سند داريد؟ اسناد و مداركي كه در اختيار داريد، شامل چه چيزهايي است؟ اين اسناد شامل نامههاي عاشقانه هم ميشود؟ و اگر رايس همچنان سكوت كند؟ چرا آن خانم نماينده خودشان مطرح نكردند و طرح اين مساله را به شما سپردند؟ تهیه مطلب : یاران مصدق |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 8:7 توسط یاران مصدق
|
|
||
|
|
|
|
|
يك موقعي پس از صحبت هاي مختلف رييس جمهوري اسلامي و نامه نگاري به بوش و تحليل هاي جنتي در اينباره مي خواستم در مورد اين پيامبري كه آرام آرام بدست آقاياني ساخته مي شود ، مطالبي بنويسم ولي به هر حال فرصت پيش نيامد . ولي امروز در سايت ميزان نيوز خبري مشاهده كردم به اين مضمون كه آقاي رييس ديوان محاسبات فرموده اند كه : ((در سوريه ، يكي از مسلمانان به من گفت : اگر بنا بود بعد از پيامبر فرد ديگري به عنوان پيامبر انتخاب ميشد آن فرد احمدينژاد است. )) واقعا جالب بود براي من كه اينها با اين سرعت جلو بروند و به اين زودي اعلام پيامبري ا. ن را زمينه چيني كنند ! البته اگر افراد هوشياري بوده باشیم از همان فرداي انتخاب شدن ايشان كه در گفتگويي با امير حسين مدرس بازيگر تلويزيون ! شركت كرده بود و در آن گفتگو اولين تلاش ها براي لعاب چهره اي مقدس درست كردن براي ايشان مشهود بود ، مدرس مي گفت مردم براي انتخاب شما نذر كرده بودند ! و از اين حرف ها گفتگويي كه با شبكه يك انجام شد و در پايان با سرود ياردبستاني احمدي نژاد ( فقر و فساد و تبعيض – احمدي نژاد به پا خيز ) همراه شد ! بله تعجب نيست ، وقتي كه ايشان معجزاتي را همراه خود دارند و براي فقيهي ( جوادي آملي ) شرح مي دهند تا شايد حقانيت خود را اثبات كند ! هاله اي از نور در سازمان ملل ايشان را فرا مي گيرد و چشمان حاضران در موقع سخنراني ايشان پلك نمي خورد . عجب معجزات آشكاري ؟ ! نامه ايشان كه جاي خود دارد (( در حكم دعوت از ديگران به كيش و مرام خود )) و آنچنان از سوي حاميان معنوي و مادي خود مورد حمايت قرار مي گيرد كه يكي از اين ها ( جنتي ) پيشنهاد مكتوب نمودن اين نامه الهي را در كتاب هاي درسي مي دهد ! و صد البته كه چند روز بعد رهبري هم از نامه حمايت مي كند تا كساني مثل كروبي اينقدر گير ندهند !!! و اينك رييس ديوان محاسبات (محمدرضا رحیمی ) آرام آرام حكم پيامبري ايشان را آماده مي كند . جالب است كه اين بار نمي گويند حضرت علي و ... شايستگي دارند و صحبت از دعواي خلافت نيست بلكه صحبت اين است كه : (( در سوريه ، يكي از مسلمانان به من گفت : اگر بنا بود بعد از پيامبر فرد ديگري به عنوان پيامبر انتخاب ميشد آن فرد احمدينژاد است. )) اين بيچاره هم كم كم دارد توهم پيدا مي كند دارد اتفاقاتي مي افتد و شايد از خود مي پرسد چگونه است امروز هنوز نفهميده بوديم كه شهردار پايتخت هستيم حالا نه تنها رييس جمهوري اسلامي ايران هستيم بلكه هر روز همه جهان صبحشان را با ما آغاز و شبشان را با ما به پايان مي برند . پس اين هاله نور دور من واقعا آن را حس كرده ام و ... . اگر به سخنراني هاي ا . ن دقت كنيد مي بينيد كه چگونه صداي خود را با فرباد هاي پشت ميكروفون به گوش ديگران مي رساند گويي توهمي بزرگ از قدرتمندي بر او مستولي گشته است و ... آيا در اين سال كه رهبري به عنوان پيامبر اعظم نامگذاري كرده بالاخره در پايان سال با توهم قدرت احمدي نژاد با همين نام به پايان مي رسد ؟ ! و يا ... !!! اين بحث جالب است و جاي مطالب و بررسي هاي بيشتري را دارد فعلا تا ابعاد اين اتفاقات بيشتر بررسي گردد كلام را به همين جا ختم مي كنم . اين هم نظر يكي از هموطنان است كه در اين موضوع با من صحبت مي كرد – البته با نقل به مضمون - : نظر ايشان اينگونه بود كه : اگر اين ها همين طور ادامه بدهند ديگر چيزي از دين و اين چيزها باقي نمي گذارند و از نظر اين شهروند اين گفته ها بر آگاهي مردم خواهد افزود وي ادامه داد كه روزي آيت الله خميني را امام كردند و تصوري آنچناني از امامت به جا گذاشتند . حالا احمدي نژاد را پيامبر كردند . تا از اين جايگاه نيز چيزي باقي نگذارند و البته پيش از اين نيز با اعلام اينكه مجلس هفتم را امام زمان تاييد كرده است جايگاه امام زمان را هدف قرار داده بودند . البته از نظر اين شهروند اين ها خوب است و باعث بيداري مردمي ساده مثل ما مي شوند و خرافات از بين مي روند البته اين هموطن با ذكر حادثه اي جديد و اينكه دزدي ها زياد شده اعلام كرد آن جنبه هاي مثبتي را كه هم داشت اين ها از بين بردند . به هر حال ما خواستار شنيدن نظر شما درباره اين موضوع و انعكاس آن با هر گرايشي كه باشيد هستيم . مديريت وبلاگ ياران مصدق منبع خبر از میزان نیوز : |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 15:43 توسط یاران مصدق
|
|
||
|
|
|
|
گزارش اکبر گنجي از مراسم ديروز کاخ کرملين:بايد به تاريکخانه سياست نور بتابانيمگنجی : ... گرچه اين جايزه را حق خود نميدانم، اما آن را حق آزاديخواهان و دگرانديشان ايراني ميدانم. اگر قرار است اين جايزه به آزاديخواهان ايراني تعلق بگيرد، در واقع حق كساني است كه در راه دفاع از آزادي و حقوق بشر طي قتلهاي زنجيرهاي از طريق سلاخي به قتل رسيدند. اين جايزه حق زندانياني است كه در تابستان 1367 در زندانهاي سراسر كشور اعدام شدند. اين جايزه حق افرادي است كه در راه اطلاع رساني، روزنامهنگاري و دفاع از آزادانديشي ترور و فلج شدند. اين جايزه حق كليه دگرانديشاني است كه طي سالهاي گذشته زنداني و از حقوق اجتماعي محروم شدند ...* با کلیک بر روی ادامه مطلب کل متن را مشاهده کنید . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 19:34 توسط یاران مصدق
|
|
||
|
|
|
|
|
سنگ مزارِ ماه سید علی صالحی -------------------------------- خوش بودي اگر به فرصتي كه تورا بود، يا بدآيندِ بودني كه تورا، چه تفاوت بهوقتِ مرگ و بهحالِ مرگ، كه دزدانه ميآيد و كمين ميكند تا دقيقهي موعود، بعد بيهيچ حس و حواسي ... خلاص و خداحافظ!
تهیه مطلب : یاران مصدق |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 0:37 توسط یاران مصدق
|
|
||