تبليغاتX
لطفا تا دانلود كامل صفحه صبر نماييد تا مطالب را كامل و مطلوب مشاهده نماييد *همشون مثل ستارن همشون ستاره دارن ... تا آزادی همه دانشجویان در بند ... این مدال سرخ فخر که رو سینشون می ذارن *

ياران پس از تو نيز به راه تو مي روند * * * * * * * شرمنده آن كه راه بر اين كاروان گرفت - ياران مصدق ياران ايرانيان ياران مصدق

اين وبلاگ صداي استقلال آزادي و دموکراسي است .
صدمین سالروز انقلاب مشروطه گرامی باد .

صد سال مبارزه در جهت استقرار دموکراسی ...

و امروز گذار به جمهوری ...

وبلاگ یاران مصدق یاد تمام کشته شدگان راه آزادی را گرامی می دارد .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 23:40  توسط یاران مصدق  | 

مغز

 

      سوال

 

               چرا ؟

 

                       فكر كردن

 

                                    انديشه

 

زندان و در آخر اعدام ؛

 

حذف انديشه

 

               نشد

حذف فكر كردن

 

 نشد

حذف چرا ؟

 

              نشد

حذف سوال

 

نشد

حذف مغز ؟ چرا اين يكي انجام شد .

 

 

ولي همچنان ، سوال ، چرا ؟  ، فكركردن و انديشه

 

 

همگي هستند و باز رويش مغزي نو

 

پس براستي حذف مغز او

 

آخر چرا ؟

 

             آخر چرا ؟

 

 

م آزاديخواه به مناسبت مرگ يا كشتن اكبر محمدي دوم آگوست 2006

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 10:27  توسط یاران مصدق  | 

هرچه از سطر پايين شروع مي شود متعلق به كتاب « در مهماني حاجي آقا » نشر اميد فردا مي باشد و تمام مطالب مطرح شده نظر و عقيده و خاطرات نويسندگان مي باشد و وبلاگ ياران مصدق فقط آن ها را نقل مي كند . با نظرات خود راهنماي ما باشيد .

این پاورقی در روزهای سه شنبه و جمعه منتشر می شود .

« در مهماني حاجي آقا » قسمت سوم

مرا چشم بسته به سلولم برگرداندند و وقتي در سلول تنها ماندم ، از آن رفتار و گفتار سر بازجو به حيرت رفتم كه اين چه نصيحتي در اول و چه تهديدي در آخر بود ؟ به راستي درباره من چه فكر مي كند ؟ آيا مي خواهد چيزي جز حقيقت بگويم ؟ آيا مي خواهد مرا آيت دست قرار داده و ديگران را تباه كند ؟ آيا بايد آنچه نكرده ام _ به خواست آن ها _ بپذيرم ؟ ضمنا در فكر فرو رفتم كه اين سوال سر بازجو از كجا آب مي خورد ؟ من سال 1363 جهت ديدار فرزندانم به آمريكا رفتم كه آن زمان اساسا كارتر رئيس جمهور نبود ، پس چگونه مي توانستم با نماينده او در فرانسه ملاقات كرده باشم ؟ هرقدر به ذهنم فشار مي آورم كه منشا اين سوال را در كارهاي خود در سنوات بعد از سال 1357 بيابم ، چيزي به ذهنم نرسيد . فقط يادم آمد كه در جلسه شوراي جمعيت ، مكالمه تلفني خود را با برادرزاده ام كه استاد دانشگاه بركلي در آمريكاست ، بازگو كردم و درخواست او را كه آيا مي توانند شعبه اي از جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت را در آنجا تشكيل دهند ، مطرح ساختم . روي اين گفته در جلسه شورا بحث گرديد و به اتفاق آرا قرار شد كه جمعيت در خارج از ايران هيچ گونه نمايندگي و يا شعبه اي نداشته باشد و دليل آن هم متفاوت بودن ماهيت مبارزه در داخل با خارج از كشور در نظر گرفته شد غير از اين ، چيزي به خاطرم نرسيد و بالاخره بعد از فكر زياد ، به اين نتيجه رسيدم كه شايد آقايان مي خواهند به كاري كه نكرده ام اقرار كنم ؟! داستاني از خود بسازم كه موجب رضايت آن هاست ؟ و در آن صورت ، مسلما داستانم خود سرچشمه اي براي گفتار و اتهام هاي ديگر خواهد شد ! روي اين اصل تصميم گرفتم كه خيلي سرسختانه در اين مقطع ايستادگي كنم و كوچكترين ضعف نشان ندهم و به آن چيزي كه اتفاق نيفتاده است تن در ندهم . با اين افكار عذاب دهنده ، در يك جنگ رواني به سر مي بردم و فقط در نماز ها بود كه با خدا به راز و نياز مي پرداختم و از او مي خواستم كه در اين موقعيت مرا ياري دهد و به من توان بخشد تا از اين آزمايش دشوار ، رو سپيد بيرون آيم و ضعف و سستي را از من دور كند و شجاعت و شهامت اخلاقي را بر روح من مستولي گرداند . متعاقبا روحيه خود را در روزهاي بعد خوب يافتم و دلهره و ترسم ريخته بود . مثل يك مرد مبارز آماده رويارويي بودم .

دومين جلسه بازجويي

صبح 29 خرداد ماه بود كه در سلول باز شد و مرا چشم بسته به طرف حياط بردند . اين دفعه از پلكان به جاي بالا رفتن پايين رفتيم و مرا به طرف يك اتاق هدايت كردند . موقعي كه به طرف اتاق مي رفتم ، يك نفر با مشت به شكمم كوبيد و گفت : جال كارتر چطور است ؟ وقتي وارد اتاق شدم يك نفر كه در دست خود مقداري اوراق بازجويي داشت و صورتش كاملا نمودار نبود و سري تراشيده داشت ، به تخت چوبي قرار گرفته در اتاق اشاره كرد و به من گفت : روي اين تخت بر شكم دراز بكش . اين كار را انجام دادم . سپس او دست و پاهاي مرا به وسيله طناب به تخت بست . آن گاه از من پرسيد كه موضوع ملاقات خود را با نماينده كارتر در سفارت آمريكا در شهر پاريس به طور تفصيل بيان كنيد . من گفتم : چيزي را كه اساس ندارد چگونه به آن پاسخ گو باشم ؟ در اين وقت روي تختي كه دراز كشيده بودم ، زيرم خالي شد و من ، دست و پا بسته با تنه خويش ، در هوا بودم و حائلي بر بدنم نبود . فشار دردناكي مچ دست هايم را آزار مي داد و سر بازجو كه به محل آمده بود ، خطاب به همكارش گفت : شروع كن و سپس زدن شلاق ( كابل ) بر پاهاي من شروع گرديد . تا ضربه 12 شمردم ولي بعد نفهميدم چه شد ، چون از حال رفته بودم . بعد از مدتي وقتي چشم باز كردم ، ديدم مرا زير سرم قرار داده اند و يك نفر با روپوش سفيد ( نمي دانم پزشك بود يا نه ) مرا صدا كرد كه آقاي دكتر داوران ، حالتان خوب است ؟ درد پاهايت را حس مي كني ؟ گفتم نه . ولي بعد از چند ساعت درد ها را حس كردم . او مرا بلند كرد . از زير ناخن هايم خون مي چكيد و پاهايم ورم كرده بود . به من گفت راه برو . خيلي مشكل راه مي رفتم . به من توصيه مي كرد : كوشش كن تند راه بروي و من در آن طبقه اي كه مداوا مي كردند ، روي سنگفرش هاي ايوان كه كاملا داغ بود به راه رفتن اجباري وادار شدم . بعد از چند ساعتي به سلول بازگشتم و دراز كشيدم . برايم شربت آوردند و فشار خونم را اندازه گرفتند و به من توصيه كردند كه نخوابم و هر چه مي توانم ، ولو به سختي ، راه بروم . من هم اين كار را مي كردم چون از عواقب پزشكي آن با خبر بودم . با اينكه سخت در عذاب بودم ، افكارم متوجه عملكرد بازجو ها بود ، برايم كاملا آشكار شده بود كه مي خواهند با زجر و شكنجه مرا وادار به كارهاي غير واقعي نمايند . به شكلي توانستم وضو بگيرم و در نماز كه انجام آن با پاهاي ورم كرده و زخمي بسيار مشكل بود ، از خدا خواستم كه مرا ياري دهد . براي تقويت روحي خود ، مردان مبارز كشورم را در ذهن مرور مي كردم . كاري نداشتم كه آن ها با من هم عقيده بودند يا مخالف ، فقط به اين فكر مطلب فكر مي كردم كه آن ها بر روي عقيده خود جان باختند و مردانه از آنچه معتقد بودند ، دست برنداشتند . اعدام شده ها ، زندان رفته ها و زجر كشيده ها را به خاطر مي آوردم ، به همان اندازه به روحيه بهتر دست مي يافتم . خواندن نماز با آن پاهاي ورم كرده و خون آلود هر چند مشكل بود ، ولي اين مشكل در مقابل خدايي كه مرا يار و ياور بود برايم آسان مي نمود .

ادامه دارد ...

در این ارتباط :

در مهمانی حاجی آقا - قسمت اول

در مهمانی حاجی آقا - قسمت دوم

تمامی مراحل تایپ این اثر برای اولین توسط وبلاگ یاران مصدق انجام گردیده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 20:28  توسط یاران مصدق  | 

همراه با زندانیان سیاسی * همراه با زندانیان سیاسی * همراه با زندانیان سیاسی

مطلب برگزیده امروز به نقل از خبرنامه امیر کبیر

بي تو باز آمديم، عاطفه يوسفي

برای خواندن مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 15:23  توسط یاران مصدق  | 

هجوم به ساحت دانشگاه را متوقف کنید .

هموطنان عزیز این صحنه ای از جنایات اسرائیل در لبنان نیست بلکه این هجوم وحشیانه کسانی است که بهره ای از علم و دانش نبرده اند و خیره سرانه و وحشی گرانه به ساحت علم حمله می برند .

صبح گاه جمعه ششم مردادماه حوالي ساعت يک صبح، مديران ارشد دانشگاه صنعتي اميرکبير با حمايت رياست دانشگاه (دکتر رهايي) و مسئول نهاد رهبري اين دانشگاه طي حمله به انجمن اسلامي دانشجويان اقدام به تخريب ساختمان و اموال انجمن اسلامي دانشجويان نمودند.

HPIM2407.JPG

HPIM2412.JPG

جهت اطلاعات بیشتر :

لینک تصاویر و اخبار تکمیلی کلیلک کنید

خبر دوم : اطلاعیه روابط عمومی دفترتحکیم وحدت درمحکومیت درکذشت اکبر محمدی در زندان اوین

خبر رهایی جاودان اکبر محمدی از ظلم دستگاه قضایی آنچنان نابهنگام بود که همه را در بهت و حیرت فرو برد. اکبر محمدی درحالی که در مرخصی استعلاجی به سر می برد، ربایش گردید و به زندان فرستاده شد، در اعتراض به ظلمی که به وی روا می گشت مورد مهر ورزی قرار گرفت و به صف شهدای راه آزادی و عدالت پیوست. البته اکبر محمدی تنها نمونه از بی عدالتی گسترده دستگاه مدعی گسترش عدالت نیست. دستگاهی که هر روز در حالی بر تعداد زندانیان سیاسی می افزاید که در حفظ سلامت آنان ناتوان است و این کوتاهی را می توان به واقع زمینه سازی برای قتل زندانیان سیاسی دانست . البته این اولین بی کفایتی مسئولین قضایی در این زمینه نمی باشد و پرونده زهرا کاظمی و نمونه های دیگر از آین دست نیز در سالهای گذشته شاهدی بر بی کفایتی مسئولین قضایی کشور است وعدم مجازات عاملان نیز خود چراغ سبزی برای ادامه این روند می باشد بی شک اگر در پرونده زهرا کاظی متخلفان به سزای عمل خویش می رسیدند امروز شاهد وقوع قتلی دیگر نبودیم روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن تسلیت به بازماندگان اکبر محمدی خواهان مجازات مسئولین بی کفایتی است که زمینه ساز قتل اکبر محمدی شدند تا دیگر شاهد وقوع چنین حوادث تلخی نباشیم 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 22:52  توسط یاران مصدق  | 

جمع آوري ماهواره در اصفهان

همان طور كه در خبر هاي قبلي در مورد اخبار جمع آوري تجهيزات ماهواره اي در شهرستان شاهين شهر اصفهان خبر داده بوديم اين بار خبري همراه با مصاحبه يكي از دوستان درباره جمع آوري ماهواره در اصفهان خبري ويژه مي دهيم .

در ابتدا مرگ زنداني سياسي اكبر محمدي را تسليت مي گويم و از همگي حقوق دانان برجسته ايراني تقاضاي رسيدگي به اين پرونده را خواستارم .

گزارشگر ما در گفتگو با سربازي كه در محل حاضر بود از او پرسيد

به دستور چه كسي دست به اين اقدام زده اند پاسخ داد قانون ! سپس از او در مورد اينكه قرار بود مبارزه با دارندگان اين تجهيزات به  پس از تصويب طرح مجلس در مورد ساماندهي ماهواره ها به منظور دسترسي به اطلاعات آزاد ! موكول شود گفت از مدت ها پيش به آن ها دستور داده شده است و خود او گفت " احمدي نژاد دستور داده است "

او گفت اگر خود شما ماهواره داريد برويد و آن را جمع كنيد حيف است .

از او پرسيده شد آيا فقط كساني كه دستگاهشان بر روي بام است برخورد مي شود ؟

پاسخ داد خير شامل درون خانه ها نيز مي شود . وي افزود اكثر كساني كه با آن ها برخورد شده است قبلا تذكر دريافت كرده بودند. و اين جمع آوري تنها شامل ديش نمي شود و ساير تجهيزات ماهواره را هم در بر مي گيرد .

از او در مورد ساير برخورد ها غير از جمع آوري دستگاه و ... سوال شد كه بر خلاف آنچه پيش تر گفته شده بود اعلام كرد كه جريمه نقدي در نظر گرفته نمي شود .

 

تهيه خبر وبلاگ هاي ياران مصدق و رهپويان راه مصدق بزرگ .

عکس بالا مربوط به امروز است و توسط خبرنگار ما شکار شده است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 14:11  توسط یاران مصدق  | 

اسرائيل جنايت پيشه در قاناي لبنان دست به جناياتي زد كه هنوز كه هنوز است صحنه هاي دردناك كشته هاي خردسال از رسانه هاي تصويري دنيا در حال انعكاس است . ديگر نمي دانم چه بايد گفت درست در حالي كه ديروز سازمان ملل تقاضاي سه روز آتش بس كرده بود تا افراد غيرنظامي كه گير افتاده بودند را از جنوب لبنان خارج كند اسرائيل درخواست سازمان ملل را رد كرد تا با موشك هاي هداييت شونده خود براي هميشه گروهي از اين غيرنظاميان را از صحنه روزگار محو كند و چهره كريه خود را بيش از بيش نمايان سازد بدون شك مي گويم ديگر نبايد بگوييم تروريسم دولتي اسرائيل بلكه بايد از تروريسم دولت – ملت اسرائيل ياد كنيم . چراكه به گزارش بي بي سي فارسي در گفتگو با تحليلگران اسرائيلي به غير از گروه اندك شمار چپ هاي اسرائيلي همگي گروه ها و مردم از ادامه كشتار حمايت مي كنند فقط نگران از دست رفتن جان سربازان خود هستند . چراكه رژيمي هستند كه ماهيت خود را بر تجاوز و نژادپرستي قرار داده اند مردمي كه خود را نژاد برتر مي دانند و همه دنيا را عمله خود حساب كرده و بر سرمايه دنيا نيز تسلط دارند . در اين جنايت ها اسرائيل شركاي فراواني دارد از دولت جنايت صفت آمريكا كه چون به قول خود آمريكايي ها ما دموكرات ترين كشور دنيا هستيم پس با اين فرض مردمي كه از اين دولت نيز حمايت كرده اند شريك جنايات آمريكا هستند .و حاكمان عربي نيز سهم به سزايي در اين جنايت دارند . بخصوص پانعربيست هايي كه مشي ضد ايراني دارند و اين سوزش از ايرانيان چشم آن را به روي جنايات اسرائيل بسته است كه مبادا ايران قدرت گيرد و مسئله آن ها هم اين دولت نيست بلكه اين ها با هر ايراني مشكل دارند و به خاك ايران نيز چشم دارند .

بله بنابراين مردم جنوب لبنان چون شيعه هستند به جرم عقيده خود ، كشته شدنشان موجب مسرت اين دولت هاي عربي مي شود .

بگذاريد يك نمونه براي شما نقل كنم ، به گزارش الجزيره چند مفتي عربستاني فتوا داده بودند كه نبايد حزب الله را گروه مقاومت به شمار آورد و ياري رساند و حتي دعا كردن براي پيروزي آن ها را نيز نهي كرده بودند . و دليل آن را دقيقا اين كلمه ذكر كرده بودند كه چون حزب الله شيعه است پس اين ها رافضي هستند و از اين رافضيان مرتد نبايد حمايت كرد . لعنت و لعنت و لعنت بر ديني كه شما مروج آن هستيد و لعنت بر معلوماتي كه شما آموخته ايد كه بين گونه بشر به خاطر عقيده تفاوت مي گذاريد راستي از نظر شما ها لابد اگر اسرائيل به قدرت برسد به اسلام شما خدمت شده است . البته بايد گفت كه گروه هايي هم از مفتي هاي جهان اين اظهارات را محكوم كردند .

در حالي كه بهتر است بدانيد خيل عظيم گروه هاي چپ انديش بر اساس رسالتي كه همه مردم جهان را به حساب مي آورند به طور غير قابل تصوري به محكوميت جنايات اسرائيل پرداخته اند چون انسانيت برايشان ارزش دارد . ودول سعودي ها اردني و مصري ها هنوز مانده اند كه حزب الله را محكوم كنند يا اسرائيل زاپاته رو نخست وزير اسپانيا به عنوان حمايت از فلسطين چفيه مقاومت را به گردن مي اندازد در حالي كه كشور او خط مقدم جنگ هاي صليبي بوده است ولي اين به آن معنا نمي داند كه از گروه هايي كه به آن ها ظلم مي شود حمايت نكند . لعنت به همه كساني كه به جاي نگاه به انسانيت به نژاد آدمي نگاه مي كنند و بعد تصميم مي گبرند كه حمايت كنند يا عدم حمايت و حقيقت و انسانيت چيزي است كه ارزشي ندارد .

امروز بعد از ديدن تصاوير قانا تحولي شگرف در من روي داد و باز اين توضيح را بدهم كه تمامي تصاوير را از شبكه هاي بين المللي ديدم نه سيماي جمهوري اسلامي كه حالا بگوييد كه من تحت تاثير اخبار جمهوري اسلامي قرار گرفتم .

امروز با صراحت مي گويم كه افرادي كه خود را بعضا فعالين سياسي و حقوق بشري در ايران معرفي مي كنند و در اين چند روز به شكل غير قابل توصيفي از اسرائيل حمايت كرده اند و بدون اشاره به جنايات اسرائيل ، با كمال بي شرمي اين جنايات را محصول سوريه و ايران و حزب الله دانسته اند و كوچكترين اشاره اي به اسرائيل نكرده اند ، امروز با قلمي كه استقلال فكري را به خوبي آموخته است ، اعلام مي كنم :

كه همگي افرادي كه نام بردم اگر پس از ديدن تصاوير قانا شعار هاي خود را باز تكرار نماييد از چند دسته خارج نيستيد .

يا از حمايت هاي مادي و معنوي آمریکا و اسرائيل بهره مند هستيد و سر در آخور امپرياليست داريد يا اين كه به قدري كينه نسبت به بعضي گروه ها در شما رشد كرده است كه حقايق را نمي خواهيد بيان كنيد . و يا اينكه روحيه اي فاشيستي و حذفي در وجودتان است كه حالا چون منافع ما را جمهوري اسلامي تامين نمي كند و يا به هر دليل با جمهوري اسلامي بد هستيم بايد تمام جنايت ها ي جهان را به جمهوري اسلامي نسبت دهيم . و يا اينكه يك تفكري هستيد كه من قادر به شناخت شما نيستم و بهتر است انديشه خود را برايم توضيح دهيد .

دوست ندارم از كسي نام ببرم ولي يك نمونه از اين افراد كه براي او عدم صلاحيت سياسي و استقلال قلم قائل مي شوم آقاي ... ( اين قسمت را براي خوانندگان به دلايلي سانسور مي كنم و بعدا منتشر خواهم كرد و ادامه در نوشته خودم موجود است . )

آيا جايي كه سنگر پناه جويان معلول و كودكان خردسال و پيرمردان و پيرزنان ناتوان بود و به گزارش خبرگزاري ها حتي يك رزمنده حزب الله در آن محل حضور نداشت منهدم كردن اين مكان چه معنايي جز ادامه سياست نسل كشي به سبك اسرائيلي مي تواند معني بدهد ؟

به گزارش وزير دفاع لبنان : از آن مكان نيز بر خلاف اظهارات اسرائيلي ها به عنوان سكوي پرتاب موشك ( خمپاره ) نيز استفاده نشده بود .

آيا در حمله به چنين مكاني حزب الله و جمهوري اسلامي مقصر است ؟

يا اسرائيل جنايت پيشه و آمريكايي كه براي زدن شهروندان به اسرائيل موشك هاي هدايت شونده مي دهد و يا انگليسي كه كليه خدمات جنگنده ها و هواپيماهاي اسرائيلي را برعهده دارد و يا حكام بي عرضه عرب معاندي مانند ملك عبدالله ثاني نطفه حرامزاده اردني كه پدرش افتخار خود را اين مي دانست كه اولين موشك را در كنار صدام حسين به سوي مردم ايران شليك مي كند و يا رهبران سعودي و سران مصر ؟؟؟

اگر هيتلر جنايت كار بود آيا اسرائيل جنايت كار تر نيست ؟

اگر هيتلر هلوكاست را به وجود آورد و امروز بايد به دنبال سند و مدرك اين حادثه گشت . ولي اينك حادثه اي رخ داد به نام هلوكاست اسرائيل كه بدون نياز به گشتن و پيدا كردن سند و مدرك قابل ديدن از اكثر رسانه هاي تصويري جهان است و رژيم اشغالگر انسانيت و شرف انساني خالق اين تصاوير است .

اگر هيتلر براي صلح جهان خطرناك بود آيا اسرائيل خطرناك تر نيست ؟

اگر هيتلر نژادپرست بود آيا اسرائيل نژاد پرست تر نيست ؟

اگر هيتلر آدمكش بود آيا اسرائيل آدمكش نيست ؟

اگر هيتلر لازم بود حذف و نابود شود آيا با اين روند پيشرو اسرائيل بايد حذف و نابود شود ؟

يا حداقل نيروهاي چپ اسرائيل كه در اقليت مطلق هستند به روي كار بيايند آيا امكانپذير است ؟

من به عنوان شاهد اين قرن به قرون آينده اعلام مي كنم كه اين جنايت فجيع را فراموش نكنيد و رژيم اسرائيل صلاحيت داشتن هيچ گونه سلاحي ندارد .

جنايت قانا را فراموش نكنيد ! جالب است كه رژيمي كه سلاح هاي هدايت شونده و مدرن دارد اينگونه نسل كشي مي كند در حالي كه حزب الله كه وسايل جنگي ابتدايي و غير هدايت شونده دارد بيشترين نظامي اسرائيلي را كشته است و درحالي است كه كمترين غير نظامي هدف قرار گرفته است .

جنايت قانا را فراموش نكنيد جنايتي كه رايس را هم تكان داد و مجبور شد بگويد در مورد آتش بس در سازمان ملل گفت و گو شود هرچند كه ساعاتي بعد اولمرت اعلام كرد ما علارغم حادثه قانا به هجوم خود ادامه مي دهيم تا به رايس نظر اسرائيل را اعلام كرده باشد .

پترسون نماينده سازمان ملل در لبنان جالب سخن گفت وي با حالت شرمندگي اعلام كرد ما و كوفي عنان چندين بار تقاضاي آتش بس كرديم ولي شوراي امنيت نپذيرفت تا نا كارامدي سازمان ملل بار ديگر عيان شود . خود حدس بزنيد چه جنايتي بوده است اين حادثه قانا در ضمن كليه راه هاي ارتباطي به اين روستا نيز هدف قرار گرفته بود و باعث شد ماموران امدادي بعد از 7 ساعت به محل برسند تا بيشترين خسارت جاني را اسرائيل ايجاد كرده باشد .

در اين چند ساعت كه از اين خبر مطلع گرديدم خيلي مطلب و تحليل مشاهده كردم ولي به جهت ازدياد مطالب به ذكر اين نكته بسنده مي كنم كه حادثه قانا در من تحول شگرفي به وجود آورد و باعث شد كه با خيلي ها مرزبندي جدي پيدا كنم .

و اعلام مي كنم كماكان در راه مصدق جدي و كوشا هستم راهي كه بر اساس استقلال سياسي و آزادي خواهي و استعمار ستيزي قرار داده شده است .

مديريت ياران مصدق

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 21:37  توسط یاران مصدق  |