تبليغاتX
لطفا تا دانلود كامل صفحه صبر نماييد تا مطالب را كامل و مطلوب مشاهده نماييد *همشون مثل ستارن همشون ستاره دارن ... تا آزادی همه دانشجویان در بند ... این مدال سرخ فخر که رو سینشون می ذارن *

ياران پس از تو نيز به راه تو مي روند * * * * * * * شرمنده آن كه راه بر اين كاروان گرفت - ياران مصدق ياران ايرانيان ياران مصدق

اين وبلاگ صداي استقلال آزادي و دموکراسي است .
همان طور که در پست قبلی آورده شده بود متن سخنرانی احمدی نژاد به نقل از ایسنا و ایلنا می آید و حمله به شخص خاتمی و دولت قبلی از زبان احمدی نژاد به وضوح دیده می شود - یاران مصدق

۱ - ایسنا :

آخرين گزارش سفر به نظراباد و ساوجبلاغ/
رييس‌جمهور:
*مخالفان اجراي عدالت نتيجه سياست‌شان را ببينند
*نمي‌توانند ازمذاكرات به عنوان اهرم فشار استفاده كنند

۲ - ایسنا :

/كامل/رييس‌جمهور:
ملت توزيع فقر را به توزيع ثروت در بين نورچشمي‌ها ترجيح مي‌دهد
اسامي كسانيكه تا ‌١٥ روز ديگر وامهاي كلان بانكها را تسويه نكنند اعلام مي‌شود

۳ - ایلنا :

احمدي‌‏نژاد در جمع مردم نظرآباد:
دنيا بداند ايران ذره‌‏اي از حقوق هسته‌‏اي خود عقب‌‏نشيني نمي‌‏كند
بانك‌‏ها موظفند اسامي افرادي را كه وام‌‏هاي كلان گرفته و پس نداده‌‏اند، گزارش كنند

برای خواندن این سه گزارش بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 9:19  توسط یاران مصدق  | 

حمله شديد احمدي نژاد به خاتمي

 

 

ياران مصدق به نقل از شبكه خبر جمهوري اسلامي كه مراسم سخنراني احمدي نژاد را در هشتگرد ( ساوجبلاغ ) پخش مستقيم مي نمود ، گزارش مي دهد :

در قسمت هايي از اين سخنراني احمدي نژاد با ذكر داستاني نسبتا طولاني از پرونده دو نفر كلاه بردار كه قصد داشتن 30 درصد از سهام بانكي خصوصي را خريدار شوند ، با اعلام اينكه عده اي مي گويند ما مي خواهيم توزيع فقر بكنيم ( با اشاره مستقيم به سخنان اخير محمد خاتمي ) به شدت بدون ذكر نام خاتمي از وي به انتقاد پرداخت و به سياست هاي اتخاذ شده دولت وي به شدت حمله كرد . وی ادامه داد شما به چند شهر سفر کرده اید ؟ - البته احمدي نژاد در جايي ديگر از سخنانش دشمنان را به ايجاد اختلاف در صف واحد ملت متهم نمود و اعلام كرده كه اين برنامه آن ها نيز دوباره شكست خواهد خورد . متن كامل اين سخنراني به زودي در وبلاگ قرار خواهد گرفت . گفتني است كه اين حمله لفظي به رييس جمهوري پيشين جمهوري اسلامي و نحوه بيان جملات از زبان احمدي نژاد خود گوياي اختلافات شديد بين افراد شاخص جمهوري اسلامي ايران مي باشد . پيشتر صحبت هاي  رفسنجاني و محسن رضايي به اختلافاتي دامن زده بود .

 

خبر از یاران مصدق - ۱۲ مهر ۱۳۸۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 18:5  توسط یاران مصدق  | 

يك كيهان و ديگر هيچ

 

حافظ ، ايرانمهر ، نامه ، چشم انداز ايران ، نقد نو ، آناهيد ، گزارش ماهنامه هايي بودند كه براي آشنايي با سلايق و سخنان صداهايي كه صداي مستقل خاص خود را داشتند  به خانه من و اتاق من راه پيدا مي كردند و شوق خريدن نشريات را هنوز در دل من زنده نگه داشته بودند و هر ماه پاهايم به سمت دكه روزنامه فروشي حركت مي كرد تا پس از پايان كار روزنامه هايي كه ديگر به ياد ها پيوسته اند و توقيف موقت آنها معناي موقت را در ادبيات ما تغيير داده است ، بله با اين وجود اين نشريات هنوز فضاي خزان زده را از رسيدن به زمستان مانع مي شدند .

در اين بين البته ماهنامه گزارش را به خاطر بعضي مطالب خواندني جالب مطالعه مي كردم ، ماهنامه آناهيد با موضوعات ايران شناسي ، نقد نو با موضوعاتي درباره سوسياليسم و جنبش هاي چپ ، چشم انداز ايران با مطالبي از لطف الله ميثمي ( عضو سابق سازمان مجاهدين خلق ) در زمان هاي دور و مطالب گوناگون هر شماره درباره سال 1360 و درگيري هايي كه بين مجاهدين و حكومت انجام شد و بررسي اين پرسش كه آيا از آن ها مي شد جلوگيري كرد ؟ - نامه توقيف شده با نظرياتي از شخصيت هاي ملي مذهبي و اما در اين بين ايرانمهر و حافظ را بيشتر مي پسنديدم خصوصا حافظ توقيف شده كه ثمره تلاش هاي پرفسور امين بود كه هر چند مي توانست با توجه به جايگاه فرهنگي و علمي خود- نشريه خود را فقط در اين چارچوب اداره كند ولي حس وطن دوستي سبب شد تا از گنجاندن مطالب سياسي و تاريخ سياسي غافل نشود و سرانجامش را نيز ديد و پس از چند شماره كه درباره مصدق و تنها دولت ملي تاريخ ايران سخن گفت ، لاجرم دهانش نيز بسته شد !

شايد پرفسور امين قبل از نشان دادن ارادت به مصدق و رسيدن به ايستگاه آخر- خود فهميده بود كه در آخرين شماره حافظ در صفحه 98 در قسمت دادگاه حافظ - اين بار خود لب به شكايت گشوده بود :

« شكايت من از اين است كه مقامات مسوول وطنم – صلاحيت عمومي – ( عقيدتي – سياسي ) مرا براي تدريس در دانشگاه هاي كشور خودم تاييد نمي كنند و من با اين كه از جهت صلاحيت علمي از هيچ استاد دانشگاه ديگري در رشته حقوق در ايران كم صلاحيت تر نيستم ، فرصت عضويت در هيات علمي هيچ دانشگاهي ، بلكه هيچ نهادي را در كشور مادري خودم ندارم و يك ساعت هم در هفته در جايي تدريس نمي كنم . ... »

و در جايي ديگر از اين نوشته خواندني مي گويد :

« ... تصميم غلط ايشان در حق شخص من هيچ موجب دغدغه من نيست ، چرا كه به كاري ديگر چون نشر ماهنامه حافظ دست زده ام و علي العلاجه اين مجله هنوز توقيف نشده است . ... »

و امروز پروفسور امين با بسته شدن مجله اش چه كاري انجام خواهد داد . اين هم برخورد با يك عالم مملكت !!! بعد هم دنبال راه هاي جلوگيري از فرار مغز ها هستند .

آنگونه كه خود معرفي مي نمايد :

« پرفسور سيد حسن امين هستم . تحصيلات كارشناسي حقوق قضايي ام را با ورود به دانشكده حقوق دانشگاه تهران در 1345 در اين دانشگاه مادر كشورمان گذرانده ام . كارشناسي ارشدم را نيز در رشته حقوق خصوصي از دانشگاه تهران گرفته ام . دكتراي تخصصي ( پي اچ دي ) ام را در رشته حقوق بين الملل در دانشگاه گلاسكو ( انگلستان ) تمام كرده . پس از سال ها تدريس  ... و سرانجام به مقام استاد صاحب كرسي ( پروفسوري ) در دانشكده حقوق دانشگاه گلاسگو كاليدونيا انگلستان رسيده ام . چهل و چند مجلد كتاب و متجاوز از دويست مقاله پژوهشي به فارسي و انگليسي نوشته ام كه اولين آن ها ... »

و ايران مهر كه هنوز طعم توقيف را نچشيده ولي بايد خود را آماده كند ! ايران مهر تنها ماهنامه نزديك به جبهه ملي داخل بود .

و اما حكايت - روزنامه شرق ، پس از روزنامه توقيف شده اقبال ديگر پيگير مرتب روزنامه ها نبودم و شرق را هم با توجه به حوادث گهگاهي مطالعه مي كردم چون از كلام محافظه كارانه آن رضايت نداشتم كلامي كه شايد باعث دوام 3 ساله آن شد ولي به هر حال اين ترفند نيز ميسر واقع نشد . ولي با اين حال آن را حرفه اي ترين روزنامه ايران مي دانستم چون هميشه مهمترين خبر روز ايران و جهان را در صدر اخبار خود قرار مي داد و از اين حيث جنبه بين المللي نيز پيدا مي كرد و سبك حرفه اي داشت و نكته مهم اينكه براي طيف ها با ديدگاه هاي گوناگون صفحه و جايگاهي داشت و حداقل مطلبي سانسور شده نيز از بعضي چهره هاي كنار زده شده جاي مي داد . و توجه اين نشريه به مطالب ديگر غير سياسي نيز سبب شده بود تا طرفداراني در زمينه هاي ديگر نيز داشته باشد . و اين نكات مثبت سبب شده بود كه به اقبال شخصي خود به اين نشريه انجامد تا با نظرات نشريه بيشتر آشنا شوم و سبك پوشش اخبار را در اين نشريه كه موفق شده بود 3 سال دوام بياورد را دنبال كنم .

نكته جالب درباره شرق اين است كه بعضي خبر هاي مهم و نوع پوشش آن در شرق سبب شده بود تا من خواننده بفهمم كه نكات حساس اين خبر چه بوده اند كه شرق آن ها را حذف كرده است تا حساسيت حكومتي ها را ايجاد نكند .

سخنان حداد عادل كه انگيزه اي شد تا اين مقاله را بنويسم جالب است . ( براي خواندن سخنان حداد عادل كليك كنيد )

از سخنان ايشان چنين برداشت مي شود كه نشريات كم تيتراژ بايد بسته شوند و اينكه رو كه نيست سنگ پا قزوين است !

آقا كماكان مصر است كه آزادي در مملكت ما به حد كمال وجود دارد !

ولي دلم مي خواهد با توجه به چهره به ظاهر فرهنگي جناب حداد از او بپرسم يكي از اين نشريات توقيف شده ماهنامه حافظ است ولي آقاي حداد چگونه از مخاطبان اين نشريه و استقبال مردمي از آن بي خبر هستيد ؟ چگونه نشريه اي كه دست به كار تخصصي فرهنگي و ادبي زده است و اساتيد دانشگاه از چاپ شدن مقاله شان در اين نشريه مسرور مي شوند ، به چشم شما نيامده است ؟ كه گفته بوديد از اين ها فقط شرق پر تيراژ بود . هر شما شما را پسند نيست دليلي بر كمبودن مخاطبان است ؟ و آيا تيراژ زياد در اين ملك به معناي مخاطب زياد است ؟

خوشا به حال كيهان و همرديفانش كه با تيراژ و مخاطبان بسيار مانع از شده اند كه كسي به بقيه نشريات نگاهي بياندازد !!!

ولي در اين بين شايد من ديوانه بودم كه اين نشريه ارزان و فخيمه را نديده بودم و ماهيانه مبالغي بين 1000 تا 2000 تومان براي هر نشريه ياد شده مي پرداختم ( البته گزارش 500 تومان و شرق مرحوم هم 150 و 250 بود . ) و از خريد خود نيز رضايت داشتم .

و اما ديدن فردا هم جالب خواهد بود .

يك فرداي تخيلي يا واقعي ؟ :

 

ايران ، در يكي از روزها در حال قدم در خيابان – يك مكان خلوت و ترسناك كه كسي از آن رد نمي شود آنجا خبري از كار هاي خلاف به چشم نمي خورد بلكه آنجا قبلا يك روزنامه فروشي بوده است . اما كمي جلوتر كيوسكي به چشم مي خورد به هواي روزنامه جلوتر مي روي انواع چيبس و پفك سي دي و نوشابه هاي خنك و آهنگ هاي مجاز و غير مجاز به چشم مي خورد با نااميدي مي پرسي آقا شما روزنامه نداريد .

فروشنده با كنار زدن خوراكي ها به روزنامه اي اشاره مي كند .

بله يك روزنامه هنوز وجود دارد احتمالا درست حدس زديد .

آن روزنامه يك كيهان است و ديگر هيچ !!!

 

مدیریت وبلاگ یاران مصدق

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 16:1  توسط یاران مصدق  |