|
|
|
|
|
کدام مجلس و کدام مردم ؟ انتخابات مجلس هشتم
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: همواره باید مراقب خطر بازگشت استبداد و سلطه بیگانگان بود و شاید دهها سال دیگر ملت ایران باید مراقبت كند تا جریان مردمسالاری دینی كه هم ضد استبداد و هم ضد سلطه است به یك فرهنگ عمیق و ماندگار در میان مردم تبدیل شود. حضرت آیتالله خامنهای تأكید كردند: به همین دلیل است كه اصل مساله انتخابات مجلس هشتم، سلامت آن، فرهنگ انتخابات، و افرادی كه قرار است در انتخابات به مجلس راه یابند، بسیار مهم است. ( منبع : سایت رهبری 16 / 10 / 86 - استان یزد دیدار با مسئولین اجرایی )
این روز ها در محافل حکومتی و اصلاح طلبانی که واقعا با توجه به آنچه که در گذشته افتاده آن ها را باید قدرت طلبانی نامید که گاهی وقت ها حرف های قشنگی هم می زنند ! و گروهی از آن ها را می توان به مرتجعین کت و شلوار پوش تعبیر کرد ! هنوز هم صدا هایی می آید که همه چیز باید از دریچه انتخابات اصلاح شود ! و انتخابات نماد دموکراسی است و نیرو های مدعی دموکراسی باید حامی انتخابات باشند و ... ( البته شاید گروه های راست مذهبی که در همه دوره های شرکت می کنند از همه به دموکراسی پایبند ترند !!! ) این ها اصلا نمی گویند که انتخابات مد نظرشان آیا همین انتصابات چند مرحله ای است ؟ که امروزه در کشورمان شاهد آن هستیم یا چیز دیگر ؟ ! آیا اصلا نامگذاری این رویداد به نام انتخابات صحیح است ؟ پا را هم از این فراتر می گذارم - کدامیک از احزاب امروز درون کشور که در این عرصه ها حاضر شده اند ساختاری دموکراتیک دارد ؟ این غیر از احزاب خلق الساعه ای است که در نزدیک هر انتخابات تشکیل شده و به فریبکاری مشغولند یا خود فریب خورده اند . اگر بگویند که در شرایط فعلی همین ابزار ناکارآمد می تواند جلوی موج تندروی ها را بگیرد این سوال را پاسخ دهند که یک چه کسی یا کسانی مسئول تندروی ها هستند آیا آن ها با وجود انتخابات های اینچنینی و با این قانون فعلی تغییر می کنند ؟ دوم آنکه : آیا فرصتی برای آن ها برای استفاده از این ابزار ناکارآمد پیش نیآمد ؟ آیا دو دوره رئیس جمهوری و 4 سال مجلس را در اختیار داشتن و آن گونه عمل کردن کافی نبود ؟ آیا در بهترین حالت ممکنه ( که در این ساختار اصلا تکرار نخواهد شد ! ) بار دیگر مجلس ششم تکرار خواهد شد ؟ آیا خود انتخابات مجلس ششم هم بر معیار های دموکراتیک استوار بود ؟ شما از حقوق جامعه که در آن دوران اتفاقا موارد تعدی به آن بسیار بوده است - دفاع موثری کردید ؟ برای نمونه پس از واقعه 18 تیر و با در اختیار داشتن دو قوه اجرایی و قانون گذاری چه دفاعی از حق دانشجو کردید ؟ از سال 78 تا سال 84 زمان کافی نداشتید ؟ اگر پاسخ دهید که قدرت دست ما نبود و رئیس دولت تدارکاتچی بیش نبود . که بیراه هم نگفته اید . حالا این بار که قدرت دست شما افتاد - قدرتی را که به نفع مردم باشد را تصاحب خواهید کرد ؟ پول و شهرت شاید این بار هم تصاحب کردید ولی آن قدرت را نیز تصاحب خواهید کرد ؟ البته در اینجا باید از عده ای هر چند اندک که خود را از این قافله جدا کردند و تاوان آن را هم پرداختند یاد کرد و تلاش هایشان را ستود . در ادامه مطلب - این را باید گفت که تدارکاتچی خوبی هم نبودید چون یک تدارکاتچی که دو قوه همسو یا نسبتا همسو را در اختیار داشته باشد کار های بهتری را می توانست به سرانجام رساند . اصلا چرا وقتی کاری را نتوانستید انجام دهید استعفا ندادید ؟ البته یک بار آن هم در آخرین لحظات پس از رد صلاحیت خود شما و دوستان - این بار که دوری از قدرت ظاهری و برای برخی ثروت واقعی را باور نداشتید این بار تحصن کردید ؟ و دیدید که انگار نه انگار حادثه ای اتفاق افتاده باشد جامعه هم به شما با بی تفاوتی پاسخ داد . ( هر چند این بی تفاوتی ها را زاییده عملکرد امثال شما در پرورش جامعه هم می دانم که دستپخت جبهه خودی هاست ! ) پس از حوادث دانشگاه تهران و ... آیا استعفای رئیس جمهور محبوب سال 76 موثر نبود تا جنبش های اجتماعی آماده و پر امید به تغییر وضع موجود را به مصاف مستبدان خود رای بکشاند ؟ یا توصیه تدارکاتچی سال 84 به مردم برای انتخاب هاشمی ( عالیجنابی که سرخپوش بود ؟! ) و ترساندن مردم از استیلای متحجرین ؟ اصلا آمدن تدارکاتچی جدید به جای قبلی چه تغییری در ساختار ایجاد خواهد کرد ؟ آیا رئیس جمهور وقت نمی دانست که احمدی نژاد جز رئیس دفتر و ماشین امضای رهبری بودن اختیار دیگری ندارد ؟ آیا متحجرین قبلا حاکم نشده بودند ؟ این خبر جدیدی بود ؟ شگفتا نا سالم ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی که رئیس مجمع مصلحت نظام از آن به دادگاه عدل الهی پناه می برد و دادگاهی برای رسیدن به تخلفات روی زمین پیدا نمی کند ! - این چنین انتخاباتی را چه دولتی جز دولت اصلاحات به عنوان حسن ختام کار خود انجام داد ؟ اینجا بد نیست گریزی بزنیم به مدعیانی به نام روشنفکری دینی که مقصود حرف من همه آن ها نیست بلکه اصلاح طلبانی است که خود را روشنفکر دینی می نامند یا ادعای آن را دارند . در سال هایی که یک روحانی و مرجع دینی به نام آیت الله منتظری با آن سوابق در به ثمر رساندن انقلاب 1357 - آمد و در آن سخنرانی 13 رجب خود در سالروز تولد امام علی ( ع ) آن سخنرانی بی پرده را کرد و گفت که آقای خامنه ای حتی از لحاظ مصداق های مورد نظر ایشان درباره ولایت فقیه شرایط لازم را ندارد شما آقایان روشنفکر دینی چرا در آن زمان که ایشان به صراحت نظرات خود را داد سکوت پیشه کردید - تا مرجعی دینی با آن پیشینه به آن صورت مورد تعرض قرار گیرند ؟ آن وقت که ایشان در آن سخنرانی به ضرورت کادرسازی جنبش های مردمی و تشکیل حزب به معنای حزب پرداختند شما تز چانه زنی از بالا را صادر کردید ؟ اگر شما ها هستید که امروز ایشان را هم به رادیکالیسم متهم می کنید !!! آقایانی که امروز حس کردید و بلکه به چشم دیدید که در دانشگاه ها حرکتی به نام چپ واقعی شکل گرفته یک مرتبه ایدئولوگ اسلامی شدید و به فکر اسلام عزیز افتادید ؟ در حالی که نمی دانید که چپ جدید بینشی علارغم نقد در گذشته چپ - اجتماعی و سیاسی دارد و مانند تفکرات دیگر امروزی مسائل دینی را در عرصه خصوصی اشخاص می داند . تا یاد دارم در مدارس آنچه از چپ می دانستیم این بوده که این ها در زباله دان تاریخ هستند و شوروی پاشید و از این حرف ها و تنها سخنی که نبود حرف از چیستی چپ بود !!! به هر حال از مطلب اصلی دور نشویم . خلاصه آقایان با احساس رشد اندیشه چپ در دانشگاه ها به ناگاه چهره واقعی خود را نشان می دهند و حساس می شوند و در روزنامه های مختلفی مثل شرق ( دوره آخری ) و هم میهن و شهروند امروز به تخریب این جریان می پردازند و حکایت های عهد استالین را بازگو می کنند ( آن هم به زعم خود ! ) و سوال دقیقا این جاست که چگونه برخورد آنچنانی با بزرگترین مرجع شیعیان جهان مسئله ای نبوده که درباره آن یک سطر بلکه حتی یک کلمه بنویسند ؟ آیا تا به حال نقدی بر رهبر غیر قابل نقد نوشته اید ؟ آیا اصلا تا کنون آیت الله خمینی را نقد کرده اید ؟ همین برخورد ها را با لیبرال های سکولار و بخصوص غیر مذهبی و طیف های مختلف فکری جمع شده در دفتر تحکیم را هم داشته اند آن سخنان آقای شکوری راد درباره انجمن اسلامی و آن ماجرای طیف شیراز و طیف علامه کردن ها و شرکت اصلاحیون حکومتی در مراسم های طیف شیراز و ... که خود مثنوی بی پایانی است ... البته در اینجا باید از جریانی که خود در برکناری ایت الله منتظری از قائم مقامی رهبری نقش موثر داشتند و امروزه در میان اصلاح طلبان حکومتی نقشی بعضا پر رنگ دارند ، انتظار نداشت که آن ها تشنگان قدرت هستند و کاری با مسائل ایدئولوژیک ندارند . به هر سو ، هدف اصلی این نوشته به قصد پاسخ دادن به این سوال بود که چرا صدا هایی دوباره از این آقایان معلوم الحال امروز ، برای شرکت در به اصطلاح انتخابات شنیده می شود . این افراد بر سر دیگران منت می گذارند و به قول خود از ملت ، < گله > هم دارند و منتظرند تا شورای نگهبان آن ها را تایید کند تا انتخابات سالم ، عادلانه و رقابتی برگزار شود !!! جریانی که هر از چند گاهی برخی از نهضت آزادی ها و ملی مذهبی ها فریفته آن می شوند و با این قماش که برای آن ها پشیزی ارزش قائل نیستند و هنوز هم آن ها را حزب منحله به دستور امام می دانند ، همراه شوند . در پایان این مقاله که به بهانه انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی نوشته شد به این جمله زنده یاد مرحوم مصدق اشاره می کنم که : مجلس آن جایی است که مردم آن جا باشند . و به دوستان دانشجو هم توصیه می کنم که امروز که افکار گوناگون جامعه و نخبگان جامعه در دانشگاه ها تبلور یافته است . (هر چند که برای آنجا هم فیلتر گذاری کرده و خواهند کرد . ) دانشجویان ، دانشگاه را به مجلسی واقعی از افکار گوناگون اجتماع تبدیل سازند و در دام اختلاف افکنی های ضربه زننده به نخبگان ملت نیفتند و فراموش نکنند که این ملک هر چه کشیده از تک رایی و مستبدی و حاکمیت یک نفر یا یک اندیشه به معنای عام تر بوده است که فرهنگ دیکتاتوری و بی تفاوتی زاییده آن است . باز هم می گویم فراموش نشود تکثر اندیشه لازمه داشتن کشوری دموکراتیک است و باید به ساختن فرهنگ دموکراسی و حقوق بشر و احترام به عقاید کمک کرد . دوران حذف عقاید مخالف به پایان باید برسد . و باز هم به گفته مصدق : مجلس آن جاست که مردم آنجا باشند . مدیریت وبلاگ یاران مصدق 25 / 10 / 1386 |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 12:24 توسط یاران مصدق
|
|
||